اقتصاد هر کشور به عنوان عامل تداوم حیات مادی آن کشور شناخته می شود. همواره باور «داشتن توانستن است» و میل به «دارا بودن» همزاد بشر بوده است. «ثروت»، «دارایی»، «مال» و «مایملک» از جمله مفاهیمی است که یک معنای مشترک را با خود یدک می کشند: «قدرت».
عاملی که نفس انسان برای ارضای امیال سلطه مآبانه خویش طلب می کند و برای به دست آوردن آن به هر کاری دست می زند. یکی از ارکان مهم قدرت، «قدرت اقتصادی» است که در نسبت با ارکان دیگر: قدرت سیاسی، قدرت فرهنگی، قدرت نظامی و قدرت اجتماعی نقش شریان های حیات آن ها را برای بقا بازی می کند. لذا همان طور که غذا انرژی لازم همه ی اعضا و جوارح بدن را تأمین می کند تا زنده بمانند و فعالیت کنند اقتصاد نیز به مثابه تغذیه، تداوم حیات سایر ارکان قدرت را موجب می گردد و این زمانی میسر است که خروجی اقتصاد به دیگر پایه ها سر ریز گردد. اینجاست که اقتصاد برای اقتصاد معنا و مفهوم خویش را از دست خواهد داد، بر اساس دکترین های قدرت، مفاهیم دیگری چون اقتصاد برای فرهنگ، اقتصاد برای سیاست، اقتصاد برای اجتماع و اقتصاد برای نظامی گری وارد گود می شوند که ساختمان قدرت را در هر کشوری پی ریزی می نمایند.
ادامه مطلب
[ سه شنبه 3 دی 1392برچسب:عشق به میهن,ایران,امام خامنه ای,دولت لیبرالیستی و سوسیالیستی,
] [ 21:56 ] [ افسر جنگ نرم ][